ریشه یابی آرتروز زانو

سلام خدمت همه همراهان گرامی

تا 15 دقیقه دیگه اولین ریشه‌یابی گروه شروع میشه

چند تا مورد را قبل از شروع ریشه‌یابی مطرح کنم

اولین موضوع بحث وام‌گیری مزایا هست

در ای اف تی مبحثی هست به اسم وام‌گیری مزایا

در روش وام‌گیری مزایا وقتی که داره روی مشکل یک نفر دیگه ای اف تی کار میشه
ما می‌توانیم همزمان با آن فرد ضربه بزنیم و همان جملاتی را که آن فرد میگه بگوییم
این طوری وقتی که گروهی کار بشه مشکل فرد در زمان کوتاهتر و راحت‌تر برطرف میشه

و ما که داریم همراه آن فرد ضربه می‌زنیم می‌توانیم مشکل خودمان را در نظر بگیریم و برای آن فرد ضربه بزنیم

یعنی فقط روی موضوع خودمان نیت کنیم که حل بشه ولی برای آن فرد ضربه بزنیم

این طوری علاوه بر اینکه آن فرد به خاطر قدرت سینرژی که ایجاد میشه زودتر نتیجه میگیره مشکل ما هم برطرف میشه

البته اینکه میگم مشکل ما برطرف میشه منظور این نیست که کل مشکل برطرف میشه

بلکه منظور این هست که یک احساس یا خاطره مشخص را در نظر می‌گیریم و امتیاز آن احساس یا خاطره خودمان هم میاد پایین

یعنی ما نباید یک مشکل بزرگ را در نظر بگیریم بلکه باید یک خاطره یا یک احساس مشخص را در نظر بگیریم

اینجوری هم احساس آن فرد رها میشه و هم احساس خودمان

دوستانی که موقع ریشه‌یابی آنلاین هستند می‌توانند از وام‌گیری مزایا استفاده کنند

یعنی یک خاطره یا احساس از خودشان را در نظر بگیرند و همزمان با آن فرد ضربه بزنند و به مشکل خودشان فکر نکنند

میشه دوتا مشکل را در نظر بگیریم  وامگیری مزایا کنیم؟

هر بار یک احساس را در نظر بگیرید
می‌توانید هر بار که موضوع عوض میشه و ضربه می‌زنید موضوع را عوض کنید ولی در هر بار ضربه زدن روی یک موضوع تمرکز کنید

خانم آگاه که امشب نوبت ریشه‌یابی ایشان هست فوق‌لیسانس روانشناسی بالینی هستند و از مشاوران خوب با رویکرد واقعیت درمانی هستند

من از ایشان اجازه گرفتم که قبل از شروع جلسه ریشه‌یابی ایشان را معرفی کنم. ایشان اجازه دادند و گفتند احتمالا افراد با خودشان می‌‌گویند که چطور هست که یک مشاور خودش مشکل داره

می‌خواهم جواب این سوال را بدهم که ممکنه در ذهن شما هم باشه

این جا دو تا بحث مطرح میشه

سوال اول این هست که چطور ممکنه یک مشاور مشکل داشته باشه؟

و سوال دوم چطور میشه که یک مشاور خودش از شخص دیگه‌ای مشاوره می‌گیره؟

جواب این سوال خیلی ساده است. آیا پزشکها به خاطر پزشک بودنشان بیمار نمی‌شوند.

این خیلی طبیعی هست که پزشکها هم بیمار می‌شوند. و نیاز به درمان دارند

روانشناسها هم انسان هستند و درگیر احساسات هستند و در زندگی مشکلاتی برایشان پیش میاد و باید برطرفش کنند

اما جواب سوال دوم آیا یک پزشک موقع بیماری به پزشک دیگه‌ای مراجعه نمیکنه

چرا مراجعه می‌کنه

چون پزشکی شامل تخصص‌های مختلفی هست و هر پزشکی برای بیماری خودش به پزشک متخصص خودش مراجعه می‌کنه

اما ممکنه سوال کنید که آیا یک روانشناس نمی‌تونه مشکلش را خودش حل کنه؟

در بعضی موارد بله می‌تونه اینکار را بکنه ولی در بعضی موارد نیاز به کمک داره و به مشاور دیگه‌ای مراجعه می‌کنه

پس اگر روانشناسی به یک مشاور دیگه مراجعه کرد دلیل بر این نیست که آن روانشناس کارش را بلد نیست. همانطور که وقتی یک پزشک به پزشک دیگه‌ای مراجعه می‌کنه دلیل بر این نیست که آن پزشک کارش را بلد نیست

این توضیحات را دادم تا بگم بر اساس شناخت قبلی که از خانم آگاه دارم ایشان از روانشناسان خوب و باتجربه هستند

سلام به همه دوستان و سپاسگزار از آقای خدایی بابت توضیحاتشون

سلام خانم آگاه
خوش آمدید

متشکرم

وقت شروع هست

من حاضرم🙏🙏🙏

شروع می‌کنیم

بسم الله الرحمن الرحیم

خانم آگاه مشکل‌تون را مطرح کنید

خوب من از شهریور سال گذشته درگیر زانو درد بودم و به گفته دکتر آرتروز شدید بود و گفت که نباید ورزش و پیاده‌روی داشته باشم و درمان تزریق پی‌آرپی رو انجام دادم موقتا خوب شد. البته اینم بگم که به کمک آقای خدایی با بعضی ریشه یابی ها تونستم بعد از سالها وزنم رو کم کنم بدون ورزش فقط با سالم‌خوری حدود ۱۲ کیلو کم کردم و انتظار داشتم که مشکل زانوم کاملا برطرف بشه. اما حدود دوماه پیش یکی از اقوام نزدیک فوت کردن و اینبار زانوی دیگه من درگیر شد. به طوری که اصلا بدون کمک نمیتونستم راه برم و دوباره راهی دکتر شدم و اینبار تزریق جدیدی رو شروع کردم البته الان خیلی بهترم. پیاده روی میکنم ولی ته دلم میگه چون ریشه ای حل نشده ممکنه دوباده برگرده و امیدوارم که اینجا بتونم برای همیشه این مشکل رو حل کنم اینم بگم که ۵۷ سالمه و بازنشسته هستم.

چون با فوت آن عزیز دردتون بیشتر شده پس مشخصه که ریشه احساسی داره

قطعا

اولین باری که پا دردتون شروع شد یادتون میاد که کی بود؟

حدود ۱۰ سال پیش یک بار زانو درد شدم که دوسالی طول کشید البته پیوسته نبود وقتی تازه با ای اف تی آشنا شدم  روی همین مورد کار کردم و فهمیدم که هنگام شروع درد، من تازه ارشد قبول شده بودم و باید برای دانشگاه شهرستان میرفتم و این حس رو داشتم آیا من توان این کار رو دارم، ساده تر یعنی پای رفتن رو دارم و روش کار کردم و مدتها خوب بودم ولی بعد دوباره شروع شد و اینبار نمیدونم چرا

دفعه دوم که درد شروع شد مشکل خاصی در زندگی‌تون پیش آمده بود؟

خیر

درد در چه زمانهایی هست؟
مثلا روز یا شب، در سرما یا موقع عصبی شدن

آیا درد همیشگیه یا بعضی موقعها؟

بعضی موقعهاست. سرما بیشترش میکنه فکر کنم عصبی بشم هم بیشتر میشه البته شخصیت آرومی هستم

چه حسی نسبت به درد زانو دارید؟

مثل عصبی یا کلافه شدن یا هر حس دیگه ای
یا احساس ناتوانی و ضعف

کلافه میشم چون کلا آدم فعالی بودم و هستم نمیتونم خیلی در وضعیت استراحت باشم

احساس ضعف و ناتوانی هم قطعا هست

با این جمله که میگم ضربه بزنید و موقع ضربه‌‌ زدن هر حس یا خاطره‌ای به دهنتون رسید بگویید

با وجودی که این زانو درد من را ضعیف و ناتوان کرده و میترسم زمین‌گیر بشوم ولی…

بعد از کلمه  ولی، جمله
ولی خودم را دوست دارم و به خودم احترام می‌گذارم را بگویید

دوستان می‌توانند با این جمله ضربه بزنند و همراهی کنند

این جمله روی ضربه کاراته بگم یا ادامه بدم

این جمله را روی نقطه کاراته سه بار بگویید
و در نقاط دیگه  روی مشکل تمرکز کنید

سه چهار دور که کار کردید کافیه

بعد از تمام شدن اطلاع بدهید

انجام دادم هبچ خاطره یا احساس بدی نبود خمیازه کشیدم و دردی که از سر شب تو زانوم بود خیلی کمتر شد

درد زانو را به چی تشبیه می‌کنید؟

حفره سیاه توی زانوم

آیا هنوز کارهایی هست که باید انجام بدهید یا جاهایی هست که باید بروید ولی احساس می‌کنید از توان‌تون خارجه؟

اونجوری بخوام بگم خیلی. ولی بعضی وقتا به خودم میگم دیگه یکم بشین سرجات😊😊دیگه بسه اینقدر کارای مختلف انجام دادی

البته بگم که گاهی فکر میکنم سنم داره میگذره و من خیلی عقبم و کارای زیادی باید انجام میدادم ولی بعد به خودم میگم خوب یک نفر که نباید این همه کار انجام بده

احساس می‌کنید در چه مورد یا مواردی عقب هستید؟
شغلی، تحصیلات یا هر مورد دیگه

تحصیلات که نه. ولی در زمینه شغلی الان که بازنشسته هستم تازه میخوام کاری هنری رو اد امه بدم ولی خیلی توان جسمی ندارم و گاهی خودمو با جوونا مقایسه میکنم میگم کاش منم سن اینا بودم😊

فکر می‌کنید با بالا رفتن سن نمی‌توانید به خواسته‌ها و اهداف‌تون برسید؟

حرکتم کند میشه

چرا فکر می‌کنید با بالا رفتن سن حرکت‌تون کند میشه؟

نه اینکه نشه ولی دیرتر

برای همین دردهای جسمی

درد فقط در زانو دارید یا جای دیگه بدن هم درد دارید؟

الان متمرکز در زانو هست

یعنی فکر می‌کنید درد زانو جلوی پیشرفت در کارهای هنری شما را می‌گیره
درسته؟

دقیقا

خودتان فکر می‌کنید علت درد زانو چیه؟

نمیدونم الان فکری به ذهنم رسید
میتونه یجور واکنش منفی باشه؟

بگویید چه فکری به ذهنتون رسید

همین که زانو دردم ی واکنش عکس یا منفی باشه

واکنش منفی نسبت به چه چیزی؟

مثلا این که من چون همیشه آدم فعالی بودم و الان اگه استراحت بیشتری داشته باشم ممکنه دیگران یجور دیگه ای قضاوت کنن زانو درد بهانه خوبیه برای استراحت

یعنی خودتان دوست دارید بیشتر استراحت کنید ولی از قضاوت دیگران می‌ترسید؟

نمیدونم میگم ‌شاید این باشه

بله ممکنه

به احساس‌تون بیشتر توجه کنید و ببینید آیا این موضوع صحت داره

گاهی وقتا دوست دارم هیچ کار نکنم

چرا؟
علتش چیه؟

شاید خستگی

از چه چیزی خسته شدید؟

کلا

چیز خاصی بنظرم نمیاد

با این جمله ضربه بزنید و موقع ضربه زدن هم فکر،‌ احساس،‌ باور یا خاطره‌ای به ذهنتون رسید را بگویید

با وجودیکه فکر می‌کنم خسته شدم و نیاز به استراحت دارم ولی خودم هم درست نمی‌دانم از چی خسته شدم و برای داشتن بهانه برای استراحت ناخودآگاهم زانو درد را انتخاب کرده ولی…

دوستان در حالت عادی بهتره جمله تصحیح طولانی نباشه ولی در موارد خاصی که طولانی شدن جمله حس را بهتر منتقل می‌کنه اشکال نداره که طولانی بشه

در نقاط دیگه هم این جمله ها را بگویید

خسته شدم
خودم هم نمی‌دانم از چی

فکر می‌کنم نیاز به استراحت دارم
ولی از قضاوت دیگران می‌ترسم

به نظرم ناخودآگاهم برای توجیه استراحتم زانو درد را انتخاب کرده
از خودم انتظار نداشتم که همچین اتفاقی تو ذهنم بیفته

کاش که میشد هر موقع هر چقدر که  دلم می‌خواهد استراحت کنم و از قضاوت دیگران نترسم

وقتی می‌بینم که از قضاوت دیگران می‌ترسم احساس ضعیف بودن می‌کنم

هر جمله مرتبط دیگه‌ای که به ذهنتون رسید بگویید و ضربه بزنید

هر موقع تمام شد اطلاع بدهید

تموم شد

چیزی به دهنتون رسید؟

خیر

حس خاصی براتون ایجاد نشد؟

کمی تپش قلب دارم

فکر می‌کنید علت تپش قلب‌تون چیه؟

در حالت عادی دچار تپش قلب می‌شوید؟

نه

فکر کنم اونجایی که کلمه قضاوت رو میگفتم و همینطور ناخودآگاه

پس یکی از جنبه‌های مهم درد شما و شاید تنها جنبه‌اش ترس از قضاوت هست

به نکته مهمی رسیدیم

بله احتمال زیاد داره

ناخودآگاه شما با ایجاد تپش قلب خودش را لو داد

آیا همیشه از قضاوت دیگران می‌ترسید؟

نه

خیلی جاها اصلا برام مهم نیست ولی یه جاهایی هم بله

چه جاهایی براتون مهم هست؟

مثلا این که برای انجام یک کاری هزینه کرده باشم ولی بعد انجام ندم

سابقه داشته که برای موارد این چنینی سرزنش شده باشید؟

بله

بیشتر از طرف چه کسی یا چه کسانی؟

خانواده حتی ممکنه به شوخی گفته باشن ولی گفتن دیگه😊😊

تا اینجا من نتیجه‌ای را که گرفتم میگم و تحلیل میکنم بعدش شما نظرتون را بگویید که موافق هستید یا خیر

شما می‌خواهید کار هنری را ادامه بدهید و اینکار را دوست دارید. و کار هنری هزینه‌بر هست. چون قبلا زیاد به خاطر بعضی کارها هزینه کردید و ادامه ندادید و سرزنش شدید. الان هم می‌ترسید که همان اتفاق بیفته. و برای اینکه این اتفاق تکرار نشه ناخودآگاه دوست دارید که استراحت کنید و ذهن ناخودآگاه شما درد زانو را انتخاب کرده تا بهانه‌ای برای استراحت و ادامه ندادن کار داشته باشید

با این تحلیلی که کردم موافق هستید؟

۹۰ درصد بله

آن ده درصدی که موافق نیستید کدام قسمت هست؟

چون بعضی وقتا واقعا دوست دارم کار کنم

درسته شما دوست دارید کار کنید ولی دچار تضاد شدید

دقیقا

از یک طرف کار هنری را دوست دارید و می‌خواهید ادامه بدهید
و از طرف دیگه ترس از قضاوت شدن و سرزنش شدن دارید

بله

برای همین بخشی از وجودتان دوست داره کار را ادامه بده و بخشی از وجودتان دوست داره اینکار را ادامه نده

درسته

در اینجا شما چه کار را ادامه بدهید و چه ادامه ندهید حالتون خوب نیست

بله همینطوره چه جالب

در بعضی موارد پیدا کردن ریشه باعث برطرف شدن مشکل میشه در بعضی موارد هم نیاز به رها سازی داره

الان که ریشه را پیدا کردید چه حسی دارید آیا تغییری در درون‌تان و احساس‌تان حس می‌کنید؟

یجور بلاتکلیفی دارم الان

در موردش بشتر توضیح بدهید

همین که گفتین ادامه دادن یا ادامه ندادن هم دوست دارم کار کنم آرامش پیدا میکنم هم گاهی احساس میکنم دیگه بسه کلا بزارم کنار ولی همون ترس از قضاوت شدن هست

در این مورد ترس از قضاوت شدن برای چه مواردی هست
مثلا ترس از سرزنش برای ادامه ندادن کار و هدر رفتن هزینه
ترس از پیشرفت نکردن و موفق نشدن و سرزنش شدن
یا هر مورد دیگه‌ای که هست

دقیقا همین دو مورد هست

بیشتر چه کسی شما را قضاوت می‌کنه؟

ترس از قضاوت شدن بیشتر از طرف چه کسی هست؟

شاید بیشتر از همه ذهن خودم

شما آدم کمال طلبی هستید؟

بله

تا حالا روی موضوع کمال طلبی و برطرف کردنش کار کردید؟

خیر

علتش چی بوده؟
فکر می‌کردید موضوع مهمی نیست یا اینکه فکر می‌کردید نمی‌توانید از پسش بربیایید؟

فکر نمیکردم خیلی مهم باشه

تا حالا به خاطر کمال طلبی دچار مشکل و دردسر نشدید؟

خوب چرا چون یا باید کاری رو انجام نداد یا تمام و کمال و برای دیگران هم همینطور و چون نمیشد اذیت میشدم

آن موقع دقت کرده بودید و متوجه شدید بودید که علت مشکل کمال‌طلبی هست یا متوجه نشده بودید؟

میدونستم ولی مشکلی نمیدونستم

ببخشید جمله‌تون واضح نیست.
منظورتون این هست که فهمیده بودید که علت مشکل کمال طلبی هست ولی مشکل را خیلی بزرگ و جدی نمی‌دانستید؟

بله همینطوره

آیا پدر و مادرتون در کودکی به شما سخت‌گیر بودند؟

یادم نمیاد ولی میگن فرزندان اول اینجوری هستن

چند تا خواهر و برادر هستید؟

۵ تا خواهر و یک برادر و من اولین فرزند

فاصله سنی شما با فرزند دوم  (خواهر یا برادر) چقدره؟

۵ سال

فاصله سنی با آخرین فرزند چقدره؟

۱۵ سال

به نظرم خواهر و برادرهاتون به خاطر فاصله سنی زیاد شما را الگوی خودشان می‌دانستند

درسته؟

شاید بله

گفتید شاید یعنی مطمئن نیستید؟

بیشتر از من مشورت میگیرن

پس درسته

آیا براتون خیلی مهمه که پیش خواهر یا برادرهایتان هیچ اشتباهی انجام ندهید؟

مثلا مشورت اشتباه ندهید یا اشتباهی در مورد آنها نکنید

یا متوجه اشتباهات شما نشوند

نه زیاد چون بالاخره ممکنه هر کسی اشتباه کنه

تحلیل من این هست که
به خاطر فاصله سنی زیاد با  خواهر و برادرهای شما، شما را الگوی خودشان قرار دادند
و ذهن ناخودآگاه شما این طور برداشت کرده که به عنوان یک الگو هیچ وقت نباید اشتباه بکنه
این باعث شده که آدم کمال طلبی بشوید

با این تحلیل موافق هستید؟

بله

یک مروری تا اینجا انجام بدهیم و بعد ادامه بدهیم

مشکل شما زانو درد هست
متوجه شدیم که ریشه احساسی داره

با احساس ناتوانی در دانشگاه رفتن در مقطع ارشد شروع شد

رسیدیم به ترس از قضاوت شدن و فهمیدیم که دوست دارید کار هنری انجام بدهید ولی می‌ترسید که نتوانید موفق بشوید و قضاوت بشوید و ذهن‌تان زانو درد را ایجاد کرده تا جلوی ادامه فعالیت شما را بگیره تا با ادامه ندادن جلوی قضاوت شدن را بگیره

و متوجه شدیدم که ترس از قضاوت شدن از طرف خودتان هست
یعنی می‌ترسید که ذهنتان شما را قضاوت کنه
و عتلش هم کمال طلبی شما هست

بله

و علت کمال‌طلبی بچه بزرگ بودن خانواده است
فاصله سنی شما با خواهر و برادرها زیاد هست
و به خاطر این فاصله سنی آنها شما را الگوی خودشان قرار دادند
و ذهن ناخودآگاه شما میگه که نباید به عنوان یک الگو اشتباه بکنی
و این باعث شده که آدم کمال‌طلبی بشوید

پس به این نتیجه می‌رسیم که ریشه زانو درد شما در کمال‌طلبی هست

و باید روی برطرف کردن کمال طلبی کار کنید

جالب شد واقعا

و از آنجایی که خودتان روانشناس هستید خودتان به تنهایی می‌توانید روی برطرف کردن کمال‌طلبی کار کنید

ولی ما تا جایی که بشه برای درد زانو ادامه می‌دهیم

از اینکه ترس از قضاوت شدن توسط ذهنتان را دارید چه حسی به شما دست میده

مثلا احساس حماقت یا هر چیز دیگه

نمیفهم الان

مسخره شدن  شاید باشه

به خاطر اینکه ترس از قضاوت شدن توسط ذهن‌تان را دارید احساس عصبانیت از خودتان می‌‌‌کنید؟

نه

یعنی احساس می‌کنید موضوع، موضوع مسخره‌ای هست یا ذهن‌تان داره شما را مسخره می‌کنه؟

دومیش

انگار داره منو بازی میده

با این جمله ضربه بزنید
با وجودیکه احساس میکنم ذهنم داره من را مسخره می‌کنه و داری منو بازی میده و همیشه من را قضاوت می‌کنه ولی…

وقتی ضربه زدن تمام شد اطلاع بدهید

تموم شد

فکر احساس یا هر چیزی که به دهنتون رسیده را بگویید

بازم خمیازه و حس رهایی یا بیخیالی

موقع شروع تمرین زانو درد داشتید؟

بله

الان درد تغییری نسبت به شروع تمرین کرده؟

کمتر شده

ما ریشه را پیدا کردیم و کار ما تمام شده

فکر می‌کنید خودتان بتوانید ادامه بدهید؟

و احساس سبکی در زانو الان بلند شدم وکمی در زانوم صداهایی هم بود

با همین جمله هایی که گفتین میتونم ادامه بدم؟

روزای بعدم؟

بله

ببینید جمله در لحظه متناسب با احساس تغییر میکنه

جمله باید متناسب با احساس در آن لحظه ساخته بشه

متوجهم ولی ی موضوع اصلی حتما داره

موضوع را که پیدا کردیم
فکر می‌کنید ریشه دیگه ای داره؟

نه منظورم متن جمله ها بود

در دوره جامع درمان با ذهن آموزش ای‌اف‌تی را کامل توضیح دادم.

متشکرم و بسیار سپاسگزار از وقتی که گذاشتین🙏🙏🙏

خواهش می‌کنم

موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *