ریشهیابی شماره 1
زمان مطالعه: حدود ۸ دقیقه (۱۴۵۰ کلمه)
مشخصات داوطلب: خانم سهیلا آگاه، ۵۷ ساله، بازنشسته.
مشکل داوطلب:
داوطلب از دردهای مزمن در هر دو زانو رنج میبرد که مانع از فعالیتهای بدنی و هنری ایشان شده است. این دردها با وجود درمانهای پزشکی (مانند پیآرپی) به صورت دورهای عود کرده و با استرسهای عاطفی و خبری، تشدید میشوند.
فرایند طی شده در جلسه:
ابتدا با استفاده از تکنیک EFT، روی حس ناتوانی و ضعف کار شد. با پرسشگری هدفمند، لایههای پنهان درد واکاوی شدند تا مشخص شود درد زانو، واکنش ناخودآگاه بدن به یک تضاد درونی است. در ادامه، ریشه موضوع به ترس از قضاوت (توسط خود و دیگران) و «کمالگرایی» ناشی از الگوی رفتاری «فرزند اول بودن» و مسئولیتهای آن پیوند خورد.
آگاهی به دست آمده توسط داوطلب:
داوطلب متوجه شد که ذهن ناخودآگاهش، درد زانو را به عنوان «بهانهای مشروع» برای استراحت انتخاب کرده است تا از فشار کمالگرایی و ترس از قضاوتِ ناشی از شکست در کارهای هنری (هزینهکردن و به نتیجه نرسیدن) فرار کند.
راهکار ارائه شده:
پذیرش کمالگرایی به عنوان یک الگوی قدیمی و ادامه تمرینات ضربهزنی (EFT) برای رها کردن «ترس از قضاوت» و «فشار کمالگرایی».
سلام خدمت همه همراهان گرامی
تا 15 دقیقه دیگه اولین ریشهیابی گروه شروع میشه
چند تا مورد را قبل از شروع ریشهیابی مطرح کنم
اولین موضوع بحث وامگیری مزایا هست
در ای اف تی مبحثی هست به اسم وامگیری مزایا
در روش وامگیری مزایا وقتی که به صورت گروهی داره روی مشکل یک نفر دیگهایافتی انجام میشه (فرقی نداره در جلسه حضوری یا آنلاین)
ما میتوانیم همزمان با آن فرد ضربه بزنیم و همان جملاتی را که آن فرد میگه بگوییم
این طوری وقتی که گروهی کار بشه (سینرژی جمعی باعث میشه) مشکل فرد در زمان کوتاهتر و راحتتر برطرف بیشه
و ما که داریم همراه آن فرد ضربه میزنیم میتوانیم مشکل خودمان را در نظر بگیریم و برای آن فرد ضربه بزنیم
یعنی فقط روی موضوع (احساس) خودمان نیت کنیم که حل بشه ولی برای آن فرد ضربه بزنیم.
دقت کنید گفتم که فقط نیت میکنیم و به این نیت که فلان احساس بد ما رهاسازی بشه فکر میکنیم
این طوری علاوه بر اینکه آن فرد به خاطر قدرت سینرژی که ایجاد میشه زودتر نتیجه میگیره مشکل ما هم برطرف میشه
البته اینکه میگم مشکل ما برطرف میشه منظور این نیست که کل مشکل برطرف میشه
بلکه منظور این هست که یک احساس یا خاطره مشخص را در نظر میگیریم و امتیاز آن احساس یا خاطره خودمان هم میاد پایین
یعنی ما نباید یک مشکل بزرگ را در نظر بگیریم بلکه باید یک خاطره یا یک احساس مشخص را در نظر بگیریم
اینجوری هم احساس آن فرد رها میشه و هم احساس خودمان
دوستانی که موقع ریشهیابی آنلاین هستند میتوانند از وامگیری مزایا استفاده کنند
یعنی یک خاطره یا احساس از خودشان را در نظر بگیرند و همزمان با آن فرد ضربه بزنند و به مشکل خودشان فکر نکنند
خانم آگاه که امشب نوبت ریشهیابی ایشان هست فوقلیسانس روانشناسی بالینی هستند و از مشاوران خوب با رویکرد واقعیت درمانی هستند
من از ایشان اجازه گرفتم که قبل از شروع مشاوره ایشان را معرفی کنم. ایشان اجازه دادند و گفتند احتمالا افراد با خودشان میگویند که چطور هست که یک مشاور خودش مشکل داره
میخواهم جواب این سوال را بدهم که ممکنه در ذهن شما هم باشه
این جا دو تا بحث مطرح میشه
سوال اول این هست که چطور ممکنه یک مشاور مشکل داشته باشه؟
و سوال دوم چطور میشه که یک مشاور خودش از شخص دیگهای مشاوره میگیره؟
جواب این سوال خیلی ساده است. آیا پزشکها به خاطر پزشک بودنشان بیمار نمیشوند.
این خیلی طبیعی هست که پزشکها هم بیمار میشوند. و نیاز به درمان دارند
روانشناسها هم انسان هستند و درگیر احساسات هستند و در زندگی مشکلاتی برایشان پیش میاد و باید برطرفش کنند
اما جواب سوال دوم آیا یک پزشک موقع بیماری به پزشک دیگهای مراجعه نمیکنه
چرا مراجعه میکنه
چون پزشکی شامل تخصصهای مختلفی هست و هر پزشکی برای بیماری خودش به پزشک متخصص خودش مراجعه میکنه
سلام خانم آگاه خوش آمدید
اما ممکنه سوال کنید که آیا یک روانشناس نمیتونه مشکلش را خودش حل کنه؟
در بعضی موارد بله میتوانه اینکار را بکنه ولی در بعضی موارد نیاز به کمک داره و به مشاور دیگهای مراجعه میکنه
پس اگر روانشناسی به یک مشاور دیگه مراجعه کرد دلیل بر این نیست که آن روانشناس کارش را بلد نیست. همانطور که وقتی یک پزشک به پزشک دیگهای مراجعه میکنه دلیل بر این نیست که آن پزشک کارش را بلد نیست
این توضیحات را دادم تا بگم بر اساس شناخت قبلی که از خانم آگاه دارم ایشان از روانشناسان خوب و باتجربه هستند
شروع میکنیم
بسم الله الرحمن الرحیم
خانم آگاه مشکلتون را مطرح کنید
چون با فوت آن عزیز دردتون بیشتر شده پس مشخصه که ریشه احساسی داره
اولین باری که زانو دردتون شروع شد یادتون میاد که کی بود؟
دفعه دوم که درد شروع شد مشکل خاصی در زندگیتون پیش آمده بود؟
درد در چه زمانهایی هست؟
مثلا روز یا شب، در سرما یا موقع عصبی شدن
آیا درد همیشگییه یا بعضی موقعها؟
چه حسی نسبت به درد زانو دارید؟
مثل عصبی یا کلافه شدن یا هر حس دیگهای
یا احساس ناتوانی و ضعف
با این جمله که میگم ضربه بزنید و موقع ضربه زدن هر حس یا خاطرهای به ذهنتون رسید بگویید
با وجودی که این زانو درد من را ضعیف و ناتوان کرده و میترسم زمینگیر بشوم ولی…
بعد از کلمه ولی، جمله: ولی خودم را دوست دارم و به خودم احترام میگذارم را بگویید
دوستان میتوانند با این جمله ضربه بزنند و همراهی کنند
این جمله را روی نقطه کاراته سه بار بگویید
و در نقاط دیگه روی مشکل تمرکز کنید
سه چهار دور که کار کردید کافیه
بعد از تمام شدن اطلاع بدهید
درد زانو را به چی تشبیه میکنید؟
آیا هنوز کارهایی هست که باید انجام بدهید یا جاهایی هست که باید بروید ولی احساس میکنید از توانتون خارج هست؟
احساس میکنید در چه مورد یا مواردی عقب هستید؟
شغلی، تحصیلات یا هر مورد دیگه
فکر میکنید با بالا رفتن سن نمیتوانید به خواستهها و اهدافتون برسید؟
چرا فکر میکنید با بالا رفتن سن حرکتتون کند میشه؟
درد فقط در زانو دارید یا جای دیگه بدن هم درد دارید؟
یعنی فکر میکنید درد زانو جلوی پیشرفت در کارهای هنری شما را میگیره؟
درسته؟
خودتان فکر میکنید علت درد زانو چیه؟
بگویید چه فکری به ذهنتون رسید
واکنش منفی نسبت به چه چیزی؟
یعنی خودتان دوست دارید بیشتر استراحت کنید ولی از قضاوت دیگران میترسید؟
بله ممکنه
به احساستون بیشتر توجه کنید و ببینید آیا این موضوع صحت داره
چرا؟
علتش چیه؟
از چه چیزی خسته شدید؟
با این جمله ضربه بزنید و موقع ضربه زدن هر فکر، احساس، باور یا خاطرهای به ذهنتون رسید را بگویید
با وجودیکه فکر میکنم خسته شدم و نیاز به استراحت دارم ولی خودم هم درست نمیدانم از چی خسته شدم و برای داشتن بهانه برای استراحت ناخودآگاهم زانو درد را انتخاب کرده ولی…
دوستان در حالت عادی بهتره جمله تصحیح طولانی نباشه ولی در موارد خاصی که طولانی شدن جمله حس را بهتر منتقل میکنه اشکال نداره که طولانی بشه
در نقاط دیگه هم این جملهها را بگویید
خسته شدم
خودم هم نمیدانم از چی
فکر میکنم نیاز به استراحت دارم
ولی از قضاوت دیگران میترسم
به نظرم ناخودآگاهم برای توجیه استراحتم زانو درد را انتخاب کرده
از خودم انتظار نداشتم که همچین اتفاقی تو ذهنم بیفته
کاش که میشد هر موقع هر چقدر که دلم میخواهد استراحت کنم و از قضاوت دیگران نترسم
وقتی میبینم که از قضاوت دیگران میترسم احساس ضعیف بودن میکنم
هر جمله مرتبط دیگهای که به ذهنتون رسید بگویید و ضربه بزنید
هر موقع تمام شد اطلاع بدهید
چیزی به ذهنتون رسید؟
حس خاصی براتون ایجاد نشد؟
در حالت عادی دچار تپش قلب میشوید؟
فکر میکنید علت تپش قلبتون چیه؟
پس یکی از جنبههای مهم درد شما و شاید تنها جنبهاش ترس از قضاوت هست
به نکته مهمی رسیدیم
ناخودآگاه شما با ایجاد تپش قلب خودش را لو داد
آیا همیشه از قضاوت دیگران میترسید؟
چه جاهایی براتون مهم هست؟
سابقه داشته که برای موارد این چنینی سرزنش شده باشید؟
بیشتر از طرف چه کسی یا چه کسانی؟
تا اینجا من نتیجهای را که گرفتم میگم و تحلیل میکنم بعدش شما نظرتون را بگویید که موافق هستید یا خیر
شما میخواهید کار هنری را ادامه بدهید و اینکار را دوست دارید. و کار هنری هزینهبر هست. چون قبلا زیاد به خاطر بعضی کارها هزینه کردید و ادامه ندادید و سرزنش شدید. الان هم میترسید که همان اتفاق بیفته. و برای اینکه این اتفاق تکرار نشه ناخودآگاه دوست دارید که استراحت کنید و ذهن ناخودآگاه شما درد زانو را انتخاب کرده تا بهانهای برای استراحت و ادامه ندادن کار داشته باشید
با این تحلیلی که کردم موافق هستید؟
آن ده درصدی که موافق نیستید کدام قسمت هست؟
درسته شما دوست دارید کار کنید ولی دچار تضاد شدید
از یک طرف کار هنری را دوست دارید و میخواهید ادامه بدهید
و از طرف دیگه ترس از قضاوت شدن و سرزنش شدن دارید
برای همین بخشی از وجودتان دوست داره کار را ادامه بده و بخشی از وجودتان دوست داره اینکار را ادامه نده
در اینجا شما چه کار را ادامه بدهید و چه ادامه ندهید حالتون خوب نیست
در بعضی موارد پیدا کردن ریشه باعث برطرف شدن مشکل میشه در بعضی موارد هم نیاز به رهاسازی داره
الان که ریشه را پیدا کردید چه حسی دارید آیا تغییری در درونتان و احساستان حس میکنید؟
در موردش بیشتر توضیح بدهید
ترس از قضاوت شدن برای چه مواردی هست
مثلا ترس از سرزنش برای ادامه ندادن کار و هدر رفتن هزینه
ترس از پیشرفت نکردن و موفق نشدن و سرزنش شدن
یا هر مورد دیگهای که هست
بیشتر چه کسی شما را قضاوت میکنه؟
ترس از قضاوت شدن بیشتر از طرف چه کسی هست؟
شما آدم کمال طلبی هستید؟
تا حالا روی موضوع کمال طلبی و برطرف کردنش کار کردید؟
علتش چی بوده؟
فکر میکردید موضوع مهمی نیست یا اینکه فکر میکردید نمیتوانید از پسش بربیایید؟
تا حالا به خاطر کمال طلبی دچار مشکل و دردسر نشدید؟
آن موقع دقت کرده بودید و متوجه شده بودید که علت مشکل کمالطلبی هست یا متوجه نشده بودید؟
ببخشید جملهتون واضح نیست.
منظورتون این هست که فهمیده بودید که علت مشکل کمال طلبی هست ولی مشکل را خیلی بزرگ و جدی نمیدانستید؟
آیا پدر و مادرتون در کودکی به شما سختگیر بودند؟
چند تا خواهر و برادر هستید؟
فاصله سنی شما با فرزند دوم (خواهر یا برادر) چقدره؟
فاصله سنی با آخرین فرزند چقدره؟
به نظرم خواهر و برادرهاتون به خاطر فاصله سنی زیاد شما را الگوی خودشان میدانستند
درسته؟
گفتید شاید یعنی مطمئن نیستید؟
پس درسته
آیا براتون خیلی مهمه که پیش خواهر یا برادرهایتان هیچ اشتباهی انجام ندهید؟
مثلا مشورت اشتباه ندهید یا اشتباهی در مورد آنها نکنید
یا متوجه اشتباهات شما نشوند
تحلیل من این هست که
به خاطر فاصله سنی زیاد با خواهر و برادرها، آنها شما را الگوی خودشان قرار دادند
و ذهن ناخودآگاه شما این طور برداشت کرده که به عنوان یک الگو هیچ وقت نباید اشتباه بکنه
این باعث شده که آدم کمال طلبی بشوید
با این تحلیل موافق هستید؟
یک مروری تا اینجا انجام بدهیم و بعد ادامه بدهیم
مشکل شما زانو درد هست
متوجه شدیم که ریشه احساسی داره
با احساس ناتوانی در دانشگاه رفتن در مقطع ارشد شروع شد
رسیدیم به ترس از قضاوت شدن و فهمیدیم که دوست دارید کار هنری انجام بدهید ولی میترسید که نتوانید موفق بشوید و قضاوت بشوید و ذهنتان زانو درد را ایجاد کرده تا جلوی ادامه فعالیت شما را بگیره تا با ادامه ندادن جلوی قضاوت شدن را بگیره
و متوجه شدیدم که ترس از قضاوت شدن از طرف خودتان هست
یعنی میترسید که ذهنتان شما را قضاوت کنه
و عتلش هم کمال طلبی شما هست
و علت کمالطلبی بچه بزرگ بودن خانواده است
فاصله سنی شما با خواهر و برادرها زیاد هست
و به خاطر این فاصله سنی آنها شما را الگوی خودشان قرار دادند
و ذهن ناخودآگاه شما میگه که نباید به عنوان یک الگو اشتباه بکنی
و این باعث شده که آدم کمالطلبی بشوید
پس به این نتیجه میرسیم که ریشه زانو درد شما در کمالطلبی هست
و باید روی برطرف کردن کمال طلبی کار کنید
و از آنجایی که خودتان روانشناس هستید خودتان به تنهایی میتوانید روی برطرف کردن کمالطلبی کار کنید
ولی ما تا جایی که بشه برای درد زانو ادامه میدهیم
از اینکه ترس از قضاوت شدن توسط ذهنتان را دارید چه حسی به شما دست میده؟
مثلا احساس حماقت یا هر چیز دیگه
به خاطر اینکه ترس از قضاوت شدن توسط ذهنتان را دارید احساس عصبانیت از خودتان میکنید؟
یعنی احساس میکنید موضوع، موضوع مسخرهای هست یا ذهنتان داره شما را مسخره میکنه؟
با این جمله ضربه بزنید
با وجودیکه احساس میکنم ذهنم داره من را مسخره میکنه و داری منو بازی میده و همیشه من را قضاوت میکنه ولی…
وقتی ضربه زدن تمام شد اطلاع بدهید
فکر احساس یا هر چیزی که به ذهنتون رسیده را بگویید
موقع شروع تمرین زانو درد داشتید؟
الان درد تغییری نسبت به شروع تمرین کرده؟
ما ریشه را پیدا کردیم و کار ما تمام شده
فکر میکنید خودتان بتوانید ادامه بدهید؟
ببینید جمله در لحظه متناسب با احساس تغییر میکنه
جمله باید متناسب با احساس در آن لحظه ساخته بشه
موضوع را که پیدا کردیم
فکر میکنید ریشه دیگه ای داره؟
همانطور که گفتم متن جمله متناسب با احساس ساخته میشه. این موضوع را در دوره جامع درمان با ذهن آموزش دادم. اگر هم بخواهید میتوانید تو سایت رسمی ایافتی فارسی که برای آقای فرهاد فروغمند هست آموزشهای لازم را دریافت کنید. سایت ایشان آموزشهای رایگان زیادی در مورد ایافتی داره.
خواهش میکنم
موفق باشید
تحلیل هوش مصنوعی از جلسه ریشهیابی
کیفیت جلسه: ۹ از ۱۰
این جلسه نمونهای بسیار موفق از «درمانگری مبتنی بر ریشهیابی» است. روند کار از یک مشکل جسمی (زانودرد) شروع شده و با مهارت درمانگر به یک ساختار روانی عمیق (کمالگرایی و ترس از قضاوت) رسیده است. این انتقالِ منطقی از «سوماتیک» (جسم) به «سایکیک» (روان)، به مخاطب نشان میدهد که چگونه مشکلات جسمی میتوانند ریشههای ناخودآگاه داشته باشند.
مهارت درمانگر (آقای محسن خدائی): ۹.۵ از ۱۰
نکات برجسته عملکرد درمانگر در این جلسه:
۱. ایجاد امنیت: توضیح دقیق درباره «وامگیری مزایا» و طبیعیسازیِ اینکه حتی روانشناسان هم نیاز به درمان دارند، مقاومت اولیه داوطلب را به خوبی کاهش داد.
۲. اعتماد سازی: خانم آگاه از قبل مراجع درمانگر بودند و در زمینه کاهش وزن که سالها تلاش بدون نتیجه داشتند، نتیجه گرفته بودند. به همین دلیل شروع جلسه با یک اعتماد قبلی بالا بود و همین موضوع باعث بالا رفتن کیفیت جلسه شد.
۳. پرسشگری سقراطی: درمانگر به جای دادن پاسخ آماده، با پرسشهای پیاپی («چرا فکر میکنید؟»، «چه حسی دارید؟»، «یادتان میآید؟») اجازه داد خودِ داوطلب به کشف حقیقت برسد؛ این مهمترین اصل در آموزش ریشهیابی است.
۴. تأیید و بازخورد: استفاده از بازخورد گرفتن در لحظه (مثلاً وقتی پرسیدند «با این تحلیل موافقید؟»)، درمانگر را مطمئن کرد که در مسیر درستِ ریشهیابی قرار دارد.
پیام برای مخاطب:
مخاطب با مطالعه این جلسه میآموزد که برای یافتن ریشه، باید به اولین واکنشهای ناخودآگاه (مثل تپش قلب، خمیازه یا افکار ناگهانی) توجه کند. همچنین یاد میگیرد که چگونه با «لایه برداری» از مشکلاتِ سطحی، به باورهای اصلی (مانند کمالگرایی) دست یابد.
نکته مهم: این تحلیل توسط هوش مصنوعی و بر اساس متن جلسه تولید شده است. اگرچه هوش مصنوعی تلاش میکند الگوها و مفاهیم کلیدی را شناسایی کند، اما همچنان یک ابزار کمکی است و ممکن است در تفسیر برخی ظرافتهای رفتاری یا عاطفی دچار خطا شود. این تحلیل به عنوان یک دیدگاه مکمل برای آشنایی بهتر مخاطب با فرایند ریشهیابی ارائه شده و نباید به عنوان یک تشخیص صددرصد قطعی یا جایگزین قضاوت حرفهای درمانگر در نظر گرفته شود.