بیماری آرتریت

بسم الله الرحمن الرحیم

بفرمایید مشکلتون چیه؟

مایلم چندتا هستن یکی میله درآمد داشتنم هست که کار هم میکنم ولی درآمدی نمیتونم بدست بیارم
و جدیدا از کار کردن میترسم

ازدواجم هست که با اینکه از 16سالگی دوست داشتم ازدواج کنم اما تا الان مه37سالمه نتونستم و خیلی مواقع از ازدواج فرار میکنم

و مورد بعدی بیماری عزیزانمه مثل مادر و خواهر

و هر کسی که برام عزیزه بیمار  میشه
ترس از دست دادن عزیزانمو دارم و ترس شدید از بی پولی و بی کسی دارم
یکم مواردی زیاد شد ببخشید

خانم هستید؟

بله

تحصیلات و رشته تحصیلی‌تون چیه؟

تو زمینه کاری خودتون کار می‌کنید ولی درآمد ندارید؟

کار میکردم با اینکه قرارداد اداره رسمی کشور بودم ولی حقوقمو ندادن

و بخش خصوصی هم همینطور

و اینکه حتی پیج هم زدم ولی از یه جایی به بعد یه ترس درونی به وجود اومد که دیگه ادامه ندادم

و جدیدا احساس ناتوانی در کار دارم که از پس کار بر نمیام

پس شروع نمیکنم و فقط نشستم معجزه برام رخ بده

ترس از چه چیزی به وجود آمد؟

نمیدونم

احساس میکنم از پیش بر نمیام

به معجزه اعتقاد دارید؟

نه

اگر به معجزه اعتقاد ندارید پس چطور منتظر معجزه هستید؟

کنایه بود

که هیج کاری نمیکنم ولی توقع پاداش دارم

چند وقته احساس ناتوانی دارید؟

حدودا 8-9ماه

چند تا خواهر و برادر هستید؟

یک خواهر دارم که ام اس دارن

4تا برادر که 2سال قبل دوتاشونو از دست دادم

و البته این احساس بی کسی که جدیدا باهاش مواجه هستم بعداز فوت یکی از برادرام در من ایجاد شد

دو تا برادرتون با هم فوت کردند؟

نه با فاصله یک سال و نیم . یکیش از ارتفاع پرت شد و دومی که برام خیلی عزیزتر بود و در واقع حکم پدر و حامی من بود یکسال و نیم قبل غرق شدن

به برادرتون وابستگی داشتید؟

خیلی

هیچ موقع تصور نمی‌کردم که یک روزی ایشون نباشن در واقع زندگی بدون ایشون تو ذهنم نمیگنجید

بعد از فوت برادرتون وضعیت‌ روحی تون به هم ریخت؟

بله

البته بروز ندادم تو خانواده چون خواهرم و مادرم بیمارن

ولی خب همچنان برام نبودنش سخته

و شاید ترس از دست دادن مادرمم با سکته ای که  بعد فوت این برادرم داشتن و جدیدا متوجه آلزایمر خفیف ایشون هستم . ترسی هست که بعداز فوت برادرم باهاش درگیرم

جای خالی برادرم خیلی عمیق احساس می کنم

از موقع فوت برادرتون تا الان وضعیت روحی‌تون بهتر نشده؟

نوسان دارم

مخصوصا این یک هفته گذشته که متوجه علایم آلزایمر مادرم شدم ترس از دست دادن مادرم خیلیییی روانمو بهم ریخته

به مادر وابسته هستید؟

بله

به چه افراد دیگه‌ای وابستگی دارید؟

دوستم به اسم لیلا

دلیل وابستگی به دوست‌تون چیه؟

که ایشون هم مشکل تشنج پیدا کردن و این مسأله بشدت باعث استرسم بود البته الان که حدودا یکسال ازشون دورم  استرسم کمی کمتر شده اما همیشه نگرانش هستم

دوست داشتن و اینکه لیلا هم خیلی خیلی خیلی تنهاست

یعنی خودتون احساس تنهایی می‌کنید و چون احساس می‌کنید که لیلا هم تنها است احساس هم‌دردی می‌کنید و این باعث وابستگی شما شده؟

احتمالا

چند وقت هست که احساس تنهایی می‌کنید؟

شاید سه سال

چه اهدافی دارید؟

هدف‌هاتون چیه؟

هیچی

واقعا من هدفی ندارم

تو بدترین و بلاتکلیف تمرین زمان ممکن هستم

اگر هدفی ندارید پس چرا از شرایط الان ناراضی هستید؟

اگر شما نمی‌دانید که چی می‌خواهید چطور از دنیا انتظار دارید که چیزی به شما بده؟

وقتی شما خودتون نمی‌دانید چی می‌خواهید دنیا از کجا بدونه چی به شما بده؟

منتظر جواب هستم

هستید؟

قبل از فوت برادرتون هدف برای خودتون داشتید؟

یه جورایی هدفم بود که بتونم خانوادمو جمع کنم ، یه خانواده صمیمی بشیم که متاسفانه با فوت احمد و شدت گرفتن بیماری خواهرم و ناتوان شدن مامانم همه چی بهم ریخت

انگار حالا روبرو شدم با خودم و خودم و دنیایی که میگفتم من عاشق تنهاییم

چه شرکتی داشتید؟

تو کارتون موفق بودید؟

تو کارتون ضرر کردید؟

یعنی بدهکار شدید؟

چند تا ویژگی از شما را میگم شما بگویید که درست هست یا نه؟

دلسوزی شدید

فداکاری زیاد

زودرنجی

احساساتی بودن

مهربانی زیاد

اعتماد به نفس پایین

عزت نفس پایین

توان تاب آوری پایین یا به اصطلاح عامیانه، کم تحملی در برابر مشکلات

بله

البته بروز نمیدم

نتم مجددا قطع شده

بله درسته

تمام این موارد که گفتم درسته و شامل حال شما میشه؟

البته تاب آوری فکر کنم متوسط

بله درست بود

و احتمالا تو خانواده‌ای بزرگ شدید که فرهنگ پایینی داره

درسته؟

بله سنتی و مذهبی و سرد وخشک

و تقریبا تمام افراد خانواده پر از احساسات بد هستند

درسته؟

پراز احساسات بد؟

روابط صمیمانه متاسفانه تو خانواده نبود و نیست

بله. یعنی اینکه هر کسی به یک شکلی احساسات بدش زیاد هست

درسته؟

بله

طبیعی هست که وقتی تو چنین محیطی بزرگ بشوید چنین شخصیتی هم پیدا بکنید

شخصیت ما محصول محیط ما است

یعنی شخصیت ما از محیط ما گرفته میشه

بله دقیقا

در مغز انسان قسمتی وجود داره به اسم لیمبیک

یکی از وظایف لیمبیک مغز الگوبرداری هست

مغز انسان همیشه در حال الگوبرداری هستش

بچه تا 7 سالگی ضمیرخودآگاهش فعال نیست و بعد از 7 سالگی ضمیرخودآگاهش فعال میشه

به خاطر همین الگوبرداری تا 7 سالگی با شدت زیادی صورت می‌گیره

یعنی قدرت الگوبرداری ذهنی تو بچه تا 7 سالگی خیلی زیاد هست

بعد از 7 سالگی هم، الگوبرداری ذهنی ادامه داره ولی شدتش کمتر میشه

ذهن ما برای همیشه و تا آخر عمرمان در حال الگوبرداری هست

بله درسته

الگوبرداری ذهن هیچ وقت متوقف نمیشه

یک قانونی در طبیعت هست به اسم قانون هماهنگی

طبق قانون هماهنگی هر چیزی یا هر کسی، موجود زنده یا غیر زنده، دوست داره خودش را با محیط اطرافش هماهنگ کنه

بله

به عنوان مثال وقتی چند نفر با هم راه می‌روند در زمان شروع راه رفتن قدم‌هایشان با هم هماهنگ نیست ولی بعد از مدتی بدون اینکه خودشان متوجه بشوند قدم‌هایشان با هم هماهنگ میشه

در یک آزمایش چند تا ساعت آونگ دار را روی یک دیوار نصب کردند و درب اتاق را برای چند هفته قفل کردند و کسی اجازه ورود به اتاق را نداشت بعد از اینکه درب اتاق را باز کردند متوجه شدند که آونگ ساعت‌ها با هم هماهنگ شدند  و با هم حرکت می‌کنند. در حالی که موقع نصب روی دیوار با هم هماهنگ نبودند

و در یک تحقیق دیگه بررسی کردند و متوجه شدند خانم‌هایی که در خوابگاه و در یک اتاق با هم زندگی می‌کنند بعد از مدتی عادت ماهانه‌شان با هم هماهنگ می‌شود

ذهن انسان همیشه در حال هماهنگ کردن خودش با اطرافیانش هست

بستگی داره که ما با چه کسانی در معاشرت باشیم

حتی ذهن حیوانات همیشه در حال الگوبرداری هست

یک مربی تربیت حیوانات میگفت اگر دیدید که یک سگ خانگی بداخلاق و پاچه‌گیر هست بدانید که صاحبش هم بداخلاق و پاچه‌گیر هست

اگر دیدید یک سگ غرغرو هست بدانید صاحبش هم غرغرو هست

اگر دیدید سگ باد شکم زیاد ول میکنه بدانید که صاحبش هم همین طور هست

یعنی اینکه ذهن سگ داره از صاحبش الگوبرداری  میکنه

اگر سگی حسود هست معنی‌اش این هست که صاحبش هم حسود هست

الگوبرداری ذهنی همیشه اتفاق می‌افته چه در مورد انسان و چه در مورد حیوانات

و این موضوع به صورت ناخواسته اتفاق می‌افته

بله همینطوره

خب در مورد من ؟

الان شما دو تا راه دارید

یک راه این هست که همچنان با افرادی که تو مدار شما هستند همچنان به آنها توجه کنید و اجازه بدهید که ذهن شما از آنها الگوبرداری بکنه و بیشتر شبیه به آنها بشوید

و یک راه دیگه این هست که

با افرادی که تو مدارهای بالاتر هستند معاشرت کنید و اجازه بدهید ذهن شما از آنها الگوبرداری بکنه

راه‌های  زیادی برای تغییر هست. کلی روش و رویکرد برای تغییر وجود داره که هر کدام در جای خودش خوب و کاربردی هست

ولی من خیلی از کیس‌ها را بررسی کردم و متوجه شدم تعداد کمی از افرادی که به سراغ روانشاس می‌روند از روش‌های درمانی استفاده می‌کنند تغییر می‌کنند و مشکل‌شان حل میشه

البته این موضوع دلایل زیادی داره و نمیشه علتش را در یک دلیل خلاصه کرد

ولی نتیجه کلی که میشه گرفت این هست که روش‌های روانشناسی برای همه جواب نمیده و طی کردن این مسیر سخت و زمانبر هست

من در این مورد خیلی تحقیق کردم و روش‌های مختلف را بررسی کردم و متوجه شدم که در بین تمام روش‌های معروف ان‌ال‌پی از بقیه روش‌ها قوی‌تر و موثرتر هست ولی یادگیری‌اش سخت و زمانبر هست

در روش ان‌ال‌پی دلیل  موفقیت افراد موفق شناسایی  میشه و الگوهای ذهنی افراد موفق شناسایی میشه و تمریناتی داده میشه که با انجام آن تمرینات الگوهای ذهنی افراد موفق در ما ایجاد بشه و با الگوبرداری آگاهانه ما هم مثل آنها موفق بشویم

ولی همانطور که گفتم این روش یادگیری‌اش سخت و زمانبر هست و حداقل 2 – 3 سال زمان می‌خواهد

من افرادی را که از طریق آموزش دیدن موفق شدند بررسی کردم و دنبال یک الگوی مشخص در همه آنها می‌گشتم

تا اینکه آن الگو را پیدا کردم

تمام افراد موفقی که از طریق آموزش دیدن موفق شدند، و من آنها را بررسی کردم همه آنها در طول روز ساعت‌های زیادی صرف یادگیری می‌کردند

یادگیری شامل مطالعه کتاب، دیدن فیلم‌ها آموزشی، گوش کردن به پادکست‌های آموزشی و امثال این‌ها هست

و خیلی روی این موضوع فکر کردم که چطور آموزش دیدن باعث تغییر آنها شده

البته حتما باید همراه با آموزش دیدن تمرین کردن هم باشه که باعث تغییر بشه

ولی متوجه شدم علت تغییر کردن آنها یک موضوع مهم هست که به بحث مدارهای ذهنی مربوط هست

هر کدام از ما  در یک مدار ذهنی خاصی هستیم

و همیشه افرادی را می‌بینیم و چیزهایی را می‌بینیم و می‌شنویم که در مدار هست

و طبق قانون جذب ما به هر چیزی که توجه کنیم (توجه همراه با احساس) همان چیز تو زندگی ما گسترش پیدا میکنه و بیشتر میشه

در زمان بیداری  ما همیشه یک احساسی را داریم. نمیشه که احساس نداشته باشیم. حتی ممکنه شدت  احساس این قدر کم باشه که متوجه خوب یا بد بودن احساس نشویم یا فکر کنیم احساسی نداریم ولی نمیشه که احساس نداشته باشیم

پس وقتی چیزی را می‌بینیم یا می‌شنویم یا لمس می‌کنیم که تو مدار ما است احساسی را تجربه می‌کنیم که مربوط به همان مداری هست که تو آن هستیم و این باعث تقویت همین مدار ما میشه

برای تغییر مدار لازمه که به چیزهایی توجه کنیم که در مدارهای بالاتر از ما قرار داره و با توجه زیاد به آنها، آنها را جذب می‌کنیم

از 24 ساعت شبانه روز حدود 8 ساعتش را خواب هستیم

خانم استرهیکس که بنیانگذار قانون جذب هست میگه ما در خواب ارتعاش نداریم

پس زمان خواب را کم می‌کنیم

میمونه 16 ساعت

در این 16 ساعتی که بیدار هستیم ما همیشه به چیزهایی توجه می‌کنیم که تو مدار هست پس طبیعی هست که تو همین مدار باقی بمانیم

باید کاری کنیم که در این 16 ساعت بیشتر از نصف این زمان را به چیزهایی توجه کنیم که در مدارهای بالاتر از مدار ما قرار داره تا ما را به مدارهای بالاتر ببره

البته در قانون جذب خود احساس و شدتش مهمتر از زمان هست ولی زمان هم عامل تاثیرگذاری هست

مثلا فردی که روزی نیم ساعت تمرین انجام میده میگه چرا زندگیم متوجه نمیشه

درسته که روزی نیم ساعت تمرین کردن هم تاثیر خودش را داره و نتایجی میگیره ولی باید به اندازه وقتی که می‌گذاره انتظار نتیجه داشته باشه

یکی از راه‌های ساده رفتن به مدارهای بالاتر (مثل آرامش، درآمد بالاتر یا هر موضوع دیگه‌ای) این هست که با افرادی که تو مدارهای بالاتر هستند نشست و برخاست کنیم و با آنها معاشرت کنیم تا ذهن ما  از آنها الگوبرداری کنه و شبیه به آنها بشویم

ما هر چقدر بیشتر وقت بگذاریم و با این افراد بیشتر وقت بگذرانیم زودتر تغییر مدار اتفاق می‌افته

مثلا شخصی که سن نوجوانی میره تو بازار شاگردی میکنه بعد از چند سال خودش بازاری میشه

دلیلش این هست که تو این چند سال ذهنش داشته از بازارای‌هایی که هر روز می‌دیده الگوبرداری می‌کرده و آخرش شبیه به آنها میشه

تو گروه هستید؟

بله

خب ادامه می‌دهیم

ما وقتی که چند تا آدم داغون (منظور بیشتر از نظر احساسی هست که احساسات بد زیاد دارند) در اطراف ما هست طبیعی هست که ما هم مثل آنها داغون می‌شویم

البته اصطلاح داغون بودن توهین نیست و به معنی بد بودن آنها نیست. ممکنه آدمهای خوبی هم باشند ولی احساسات بد زیاد داشته باشند

باید این الگو شکسته بشه و یک الگو جدید شکل بگیره

حالا چطوری این الگو جدید را شکل بدهیم

الان میگم

طبیعی هست که وقتی ما تو مدارهای پایین هستیم آدمهای با مدار بالاتر را نمی‌بینیم و برقرار ارتباط با آنها برای ما سخت هست که بخواهیم با آنها دوست بشویم. البته شدنی هست ولی سخته

کافیه که به ذهن‌مان اجازه بدهیم که خودش شروع کنه به الگوبرداری کردن از افراد موفق

یکی از ویژگی‌های ذهن انسان این هست که فرق بین خیال و واقعیت را متوجه نمیشه

یک مثال معروفی  هست که فکر کنید دارید  لیموترش می‌خورید و همزمان تصویر خوردن لیموترش را تو ذهن‌تان  تصور  کنید

با تصور کردن اینکه دارید لیموترش می‌خورید بزاق  دهان‌تان ترشح می‌کنه

می‌‌توانید الان امتحانش کنید

در لحظه اکنون هیچ لیموترشی در کار نیست ولی بزاق دهان ترشح میشه

دلیلش این هست که ذهن نمیتونه تشخیص بده که الان داریم لیموترش می‌خوریم یا اینکه داریم فکر می‌کنیم که لیموترش می‌خوریم

وقتی که ما با یک آدمی که تو مدار بالاتری از ما هست به صورت حضوری جلسه داشته باشیم و این جلسات ادامه پیدا کنه ذهن ما شروع میکنه به الگوبرداری ذهنی و ما شبیه به آن آدم می‌شویم و مدارهای ما بالاتر میره

حالا اگر ما یک فیلم  یا صوت از آن شخص ببینیم یا اینکه کتاب آن شخص را بخوانیم هیچ فرقی نداره، ذهن ما نمیتونه تشخیص بده که ما با آن  آدم جلسه حضوری داریم یا اینکه داریم کتابش را می‌خوانیم یا فیلمش را می‌بینیم یا داریم صوتش را گوش می‌کنیم

حالا می‌رسیم به آن نکته مهم که گفتم

گفتم طبق بررسی‌های خودم افراد موفقی که از طریق آموزش دیدن موفق شدند، روزی چند ساعت آموزش می‌دیدند

آموزش چه کسانی را می‌دیدند؟

خب معلومه آموزش افرادی را که تو مدارهای بالاتری از خودشان بود

یا روزی چند ساعت کتاب می‌خواندند

کتاب چه کسانی را می‌خواندند؟

کتاب افرادی  را که تو مدارهای بالاتری از خودشان هست

وقتی که روزی چند ساعت اینکار را می‌کنند ذهن آنها شروع میکنه به الگوبرداری از آن افرادی که تو مدارهای بالاتری هستند و دارند کتابش را می‌خوانند یا فیلمش را نگاه می‌کنند  یا صوتش را گوش می‌‌کنند

و این باعث میشه که سرعت رشد و تغییر آنها زیاد بشه

و بعدش ممکنه شخص بگه من اصلا روی خاطرات بدم کار نکردم ولی با اینکار خاطرات بد دیگه برای من آزار دهنده نیست

دلیلش این هست آنها هم‌مدار با افرادی شدند که از نظر آنها خاطرات بد بی‌معنی هست

من جدیدا تو یک دوره اقتصادی  شرکت کردم و بریم جالب بود که در اقتصاد همه چیز باید با فرمول و عدد مشخص بشه

و گفتم که من هم باید  تو کارم فرمول و عدد  ایجاد کنه

اگر می‌خواهیم میزان رشد چیزی را بسنجیم، باید آن چیز قابل اندازه گیری با عدد  باشه

اما در روانشناسی استفاده از فرمول و عدد خیلی سخته

مثلا ما بگوییم کسی 10 درصد عزت نفس داره این اصلا مفهوم نیست

ولی من سعی می‌کنم که اعداد را تو روش کارم وارد کنم تا بتوانیم میزان پیشرفت و رشد را بسنجیم

طبق فرمولی که جدیدا خودم درست کردم. میزان پیشرفت و موفقیت شما بستگی به این داره که در طول شبانه روز چند ساعت به چیزهایی که در مدارهای بالاتر از شما هست توجه می‌کنید

اگر می‌خواهید سرعت رشد شما زیاد باشه این زمان حداقل باید بیشتر از نصف زمان بیداری شما باشه

یعنی اگر 16 ساعت بیدار هستید، حداقل باید 9 ساعت به چیزهایی که در مدارهای بالاتر از شما هست توجه کنید

یکی از بهترین تمرینات برای اینکار فیلم‌ها و آموزش‌های افرادی هست که تو مدارهای بالاتر هستند یا خواندن کتابهای آنها

در این حالت در آن زمان علاوه بر اینکه داریم مطالب جدید  یاد  می‌گیریم ذهن ما داره از آن افراد الگوبرداری ذهنی میکنه

ذهن ما که همیشه و به صورت دائم در حال الگوبرداری هست، چرا اجازه می‌دهیم که از افرادی الگوبرداری کنه که ما روش زندگی آنها را قبول نداریم

تا اینجا اگر سوالی دارید بپرسید

تا  اینجا را خواندید؟

فعلا نه

بله همه رو دقیق و با توجه کامل میخونم

مطالبی که گفتم خیلی مهم و کلیدی هست و سالها طول کشید من به این مطالب برسم

چیزی مابین صحبتهای شما نمیگم که رشته کلام از دست ندید

اگر این مواردی را که گفتم انجام بدهید بدون اینکه خیلی سختی بکشید زندگی‌تون تغییر میکنه

الان شما بگویید

اگر سوالی دارید یا مطلبی هست بگویید

تقریبا 18 روز قبل کتاب اثر مرکب شروع به مطالعه کردم

و یکسری کارهای کوچیک تعیین کردم که حتما تا 21روژ انجام بدم

ولی مطالعه کردن چون توجه و تمرکز پایینه نمیتونم زیاد روش کار کنم

نهایت 10دقیقع

البته در راستای صحبتهای شما

شما فیلم ببینید صوت گوش کنید حتی اگر تمرکز نداشتید

آقای جو دیسپنزا هم همینطور میگن

البته منظور فیلم و صوت افرادی هست که تو مدارهای بالاتر هستند

توجه همراه با احساس

من هیچ کدام را نمیگم

میشه چند نفر اسم ببرید

نه توجه و تمرکز لازمه و نه می‌خواهد که روی احساس کار کنید. البته تو این روشی که گفتم

یا فیلمهایی در این زمینه معرفی کنید

مثلا سایت بیشتر از یک نفر کلی آموزش رایگان داره و همه‌شون هم خوب هستند. تو گوگل سرچ کنید بیشتر از یک نفر

آموزشهای صوتی کانال خودم را گوش کنید. کانال درمان با ذهن

کلی آموزشهای رایگان دیگه هست که می‌توانید تو اینترنت پیدا کنید

کانال شما و ویسهای شما که قبل عید مدام  تو گوشم بودن

کتابهای خانم استرهیکس خیلی خوب هست. هم خود کتاب را بخوانید و هم کتاب صوتی‌اش را می‌توانید گوش کنید

شما وقتی شروع کنید مطالب جدید خودش میرسه

بسیار عالی

چند تا حدیث داریم که مضمون همه‌شون یک چیز هست

کسی که به چیزی می‌داند عمل کند، خدا او را وارث ندانسته‌هایش می‌کند

یعنی کسی که به چیزهایی که میدونه عمل کنه، چیزهایی را که لازم هست بدونه ولی نمیدونه بهش گفته میشه

مشکل ما از ندونستن نیست بلکه از عمل نکردن هست

الان تمام افرادی که دارید این متن را می‌خوانید فکر نکنید که مشکل شما ندانستن این هست که چطوری باید تغییر کنیم. هر کدام از ما چیزهایی را می‌دانیم که، می‌دانیم باید بهش عمل کنیم ولی عمل نمی‌کنیم و بعدش دنبال یاد گرفتن چیزهای جدید هستیم

از اینکه دنبال یاد گرفتن چیز جدید بروید دست بکشید و به همان چیزهایی که می‌دانید عمل کنید

اگر هم عمل کردن به آنها سخت هست از خدا کمک بخواهید که کمک‌تان کنه

وقتی به چیزهایی که می‌دانید عمل می‌کنید، هر چیزی که لازمه بدانید و نمی‌دانید سر راه شما قرار گرفته میشه و به شما گفته میشه

ممنونم جناب خدایی

تو این جلسه من سعی کردم مطالب کلیدی و اصلی که به حل مشکل همه کمک میکنه را بگم و نخواستم خیلی وارد جزئیات مشکل شما بشم

البته که جدیدا توجه من به منفی ها بیشتر بود

خواهش می‌کنم

ممنونم از وقتی که گذاشتید

به هر چیزی که توجه کنید همان چیز بیشتر میشه

بله این جمله جدیدا زیاد جلو چشمم می اومد

شما حتی اگر به منفی‌ها توجه نکنید و مثل گذشته زندگی کنید همان نتایجی را می‌گیرید که در گذشته گرفته بودید

چون داشتید به همان چیزهایی توجه می‌کردید که تو مدار شما بود

باید خودتان را عادت بدهید که به چیزهایی توجه کنید که تو مدارهای بالاتر از شما هست تا شما را هم مدار با آن بکنه

بله

اگر سوالی دارید بپرسید

اگر هم سوالی ندارید جلسه را تمام کنیم

نه خیلی خوب و مفید بود

و یه سری جرقه های مثبت تو ذهنم زده شد

خیلی خیلی ممنونم از لطفتون

کلید تغییر بی‌توجهی به مشکلات و ناخواسته‌ها و توجه به خواسته‌ها و اهداف هست

برای شما آرزوی سلامتی و شادی دارم

خواهش می‌کنم

پایان جلسه ریشه‌یابی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *